
تاريخ نويسان در وقايع سده چهاردهم (شمسي) يا پانزدهم (قمري) از هجرت نبوي از احوالات خطه خراسان ايراني چنين نبشته اند:
. . . شخصي در مشهدالرضا در روز آدينه اول از ماه محرم سال 1438 يا 1395 در برابر نمازجمعه گذاران، سخناني آتشين بر زبان راند و بر طبل اختلاف علماي شيعه و اختلاف شيعيان راستين بسيار کوبيد! گويا اداره سجلّي آن زمان نام وي را احمد و شهرتش را علم الهدي ثبت کرده بود!. . . .
اين حقير پس از کند و کاو و جست و جو، گزيده هايي از اين سخنان گزنده را بازنوبسي کردم:
««مراجع عاليقدر تقليد، قمه زني را حرام کرده اند، زيرا وهن به دين است و اين مسائل مربوط به شيعه انگليسي است. قمه زدن به نام امام حسين(ع) با سر بريدن داعش يکي است و هر دوي اينها يکي است. سال گذشته شنيدم در عتبه سيدالشهدا عده اي قمه زده اند. گفتم 50 کيلومتري کربلا، تکفيري ها بچه شيعه را سر مي برند تا اين بقعه و بارگاه را نابود کنند؛ بجاي اينکه جلوي اين تکفيري ها را بگيريد، خودتان را قمه مي زنيد؟!»»
اين واقعه تاريخي را به طنز و شوخي چنين تفسير کرده ام:
گويا برخي هنوز آتش پرستند!
تا آرامش اين ملت و مملکت را به هر شيوه اي به آتش کشند:
- گاهي با آتش زدن سفارت عربستان!
- گاهي با آتش زدن برجام!
- گاهي با دميدن آتش اختلاف!
گويا بزرگتري ندارند اين کودکان که چنين با آتش بازي مي کنند!
القصه به پايان رسيد اين حکايت و شکايت!

برچسب:
نویسنده: آوا جلالی