1. عمده طول تنگه هرمز محصور به «آبهاي سرزمينيِ» جمهوري اسلامي ايران است اما قسمت محدودي در مجاورت آبهاي سرزميني مملکت پادشاهي عمان و امارات عربي مي باشد.
2.عرض آبهاي سرزميني از پايينترين خطر جزر در ساحل (يا از پيشرو ترين تاسيسات دائمي بندري) تا 12 مايل دريايي محاسبه مي شود.
3.آبهاي سرزميني ايران و عمان در بيشتر طول تنگ هرمز با يکديگر تلاقي دارند: يعني بين آن دو، هيچ آبراهي خارج از آب سرزميني (بين المللي) وجود ندارد.
4.ورود و خروج به خليج فارس نيازمند عبور از آبهاي سرزميني (ايران يا عمان يا امارات) در محدوده 12 مايل دريايي است و خروجي يا وروديِ خليج فارس (تنگه هرمز) آبراهه بين المللي محسوب نمي شود.
5.فعاليت کشورها در تنگه هرمز چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ يا تهديد، مي تواند توسط ايران ممانعت شود.
6.تنگه هرمز با استناد به ماده 45 و 37/1982، درياي سرزميني ايران و عمان را به يک منطقه انحصاري اقتصادي (به نام خليج فارس) متصل مي کند و آبراه بين المللي نيست.
7.با استناد به نظريه ديوان بين المللي دادگستري[1]، تنگه هرمز بين المللي نيست (چون هم محصور در آبهاي سرزميني ايران و عمان است و هم خليج فارس درياي آزاد محسوب نمي شود بلکه يک منطقه انحصاري اقتصادي است). البته عمان ساحلي در خليج فارس ندارد و سهمي از اين منطقه انحصاري اقتصادي نمي برد.
8.با استند به بند 4 از ماده 16 عهدنامه 1958 ژنو، تنگه هرمز بين المللي نيست (چون خليج فارس درياي آزاد محسوب نمي شود بلکه يک منطقه انحصاري اقتصادي است).
[1] مورخ 19 آوريل 1949 در قضيه تنگه کورفو (اختلاف بين آلباني و انگليس)
برچسب:
نویسنده: آوا جلالی