خرید بک لینک

ناخداي شش ماهه!


 


از عرش ايزد تا زمين يک موج خون بالاتر است


قنداقه ام کشتي ببين، از عرشه، عرش پيداتر است 


بابا مرا بنشان بَرَت، بالا بگيرم پيکرت


با دست و پا من از سَرَت، پرواز من گيراتر است


قنداقه را بِنما عيان شايد شوم موجي گران


هم بر زمين هم آسمان موجي زِ خون شيداتر است


درياي خون قنداقه ام، من ناخدا، اين کشتي ام


از عرشه مي آيم به عرش، گرداب خون زيباتر است


زين خون و گردابي عظيم بايد به ساحلها رسيم


هر دو شنا در خون کنيم، آغشته خون پيماتر است


خونم بپاش بر آسمان تا بنگري خونين جهان


در عرش هم، خون آشيان، اين کار تو شيواتر است


بابا غلامت را بگو: درياي خون را کُن سبو


عطشان مگو عاشق بجو، گفتار تو گوياتر است


دريانوردم سو به سو، پرواز من شد آبرو


تفسير اين معنا مجو؛  بابا در آن رعناتر است


سروده: غلام (دکترسيدمهدي موحد ابطحي)

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:11

صفحه بندی