بزرگ ترين تهديد براي ايران يک حمله نظامي خارجي يا اعتراضات اجتماعي داخلي نيست بلکه ناآگاهي از چگونگي عملکرد حاکميت است. در انتخاباتي که مردم آماده مي شوند تا قدرت را به دست کساني بسپارند که وعده مي دهند و افق روشن ترسيم مي کنند اما مشکلات باقي مي مانند، حاکميتها سقوط مي کنند و مشروعيتها مي ميرند. اگر کاري براي بهبود سطح آگاهي ايرانيان از چگونگي عملکرد حاکميت انجام نگيرد، آنگاه بايد نگران شد. پس نامزدهاي رياست جمهوري ايران براي انتخابات ارديبهشت 96 (و حتي نامزدهاي شوراهاي شهر و روستا، مجلس شوراي اسلامي، و خبرگان) با موقعيتهاي خطيري روبرو هستند که مي توانند فرصت يا تهديد باشند:
1- اعتماد سازي
ميزان اعتماد مردم نه فقط به حاکميت و نهادهاي حکومتي بلکه به نهادهاي خصوصي و بازار اقتصادي نيز به دلايل متعددي کاهش يافته است. صرفنظر از مشخص کردن علت و معلول در اين بي اعتمادي، مهم اين است که عملکرد مسئولان يا مدعيان مسئوليت پذيري و شايستگي(نامزدهاي انتخاباتي) تعيين مي کنند کنشهاي اجتماعي و رفتارهاي مردمي چگونه باشند؟ آيا همچنان بي اعتماد باشند يا اعتماد پيدا کنند! فرقي هم نمي کند بين جناح راست و چپ و جناح رهبري و جناح اپوزوسيون باشد. مهم نيست منويات رهبري چيست. مهم نيست ادعاي مسئولان نظامي و غيرنظامي چقدر با واقعيت تطبيق داشته باشد.
مهم اين است که «راهبرد اعتمادسازي» نزد مدعيان مسئوليت پذيري اداره جامعه ايراني چه جايگاهي دارد؟
مهم اين است که رفتار و کردار گذشته با گفتار گفته و نگفته آنها در راستاي اين راهبرد هست يا خير؟
نکته اين است پذيرفتن و عمل کردن بر طبق چنين راهبردي مستلزم «شناسايي علمي مشکلات و مسائل واقعي خرد و کلان»، «داشتن رويکرد جامع» و نه صرفا سياسي و بالادستي، و «حضور در متن جامعه» (و نه ديدارها و سفرهاي استاني) براي باور کردن مردم به قابل اعتماد بودن مسئولان جديد و آينده مي باشد.
نکته مهم ديگر، گستره اين راهبرد است که بايد اعتمادسازي هم در داخل جامعه ايراني (چه ساکنين در مرزهاي جغرافيايي ايران و چه ايرانيان مقيم خارج کشور) و هم براي جامعه جهاني (مستقل از مسلمان بودن، شيعه بودن، انقلابي بودن، همسايه بودن، هم پيمان بودن) انجام شود.
2- شفاف سازي
اتفاقي که در سابقه حکومتها از قبل از اسلام تاکنون افتاده، بيت المال يا خزانه را از اموال و دارايي هاي يک مملکت بوجود آورده که تصرف در آنها در اختيار افراد معدودي است که اصطلاحا مسئولان خوانده مي شوند: «افرادي معدود» سياسيوني هستند که در مراتب قدرت جاي گرفته اند، «خزانه/بيت المال» همه جنبه هاي اقتصادي بالقوه و بالفعل يک جامعه را شامل مي شود، «خبر و اطلاعات» از مراتب مختلف قدرت يا در کانونهاي مختلف ثروت نيز هميشه به به طور آشکارا در عصر فنآوري اطلاعات به قهر يا به طمع در خدمت مسئولان حکومتي قرار گرفته است. اين چرخه هاي پنهان در نهاد مسئولان موجب تحت تأثير نيروي گريز از مرکز موجب به حاشيه رانده شدن بيخبران و مردمان از سهيم شدن در چرخه هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و حقوقي مي شود.
مهم اين است رابطه ثروت و قدرت به امضاي مردم نرسد.
مهم اين است مردم هم در پر کردن خزانه/بيت المال سهيم باشند و هم بر خرج کردن آن نظارت کنند.
مهم اين است خبر و اطلاعات به انحصار افراد خاص در نيايد.
مهم است که مدعيان آينده براي مسئوليتهاي ممکلت داري نشان دهند که چنين انحصار و رابطه اي را نداشته اند.
3- هزينه سازي
دهن باز کردن هزينه اندکي دارد اما بستن دهان ديگران هزينه هايي گزاف به بار آرد. نامزدهاي انتخابات همچون مسئولان فعلي و قبلي آموخته اند که هزينه اندک را تقبل کنند اما براي فرار از آن هزينه گزاف، اذهان مردم را تخدير کرده و فراموشي حاصل را به حيله هاي مختلف تداوم بخشند، غافل از اين که حافظه روزگار پاک نمي شود و در اين جامعه جهاني و توسط بازيگران دوست و دشمن، آن هزينه گزاف چندين برابر شده تا کمر نسل فعلي را بشکند و بر دوش نسلهاي آينده سنگيني کند. هزينه هاي شعارهاي تبليغات انتخابات، هزينه هاي حماقت و کودني مدعيان مسئوليت پذير، هزينه هاي اغفال شدن طماعان و هوس بازان، هزينه هاي خماري و سُکر و مستي مسند نشينان قدرت، هزينه هاي سبک سرانِ عاقل نما، و بسياري هزينه هاي ديگر هستند که ايران را پس رانده و پس مي رانند. هزينه هايي که براي سوار شدن بر ارابه قدرت و ثروت از جيب مردم مي شود و بازپرداخت آنها نشدني خواهد بود.
لعنت بر دهاني که بي موقع باز شود!
برچسب:
نویسنده: آوا جلالی