خرید بک لینک

مي دويدم


بر خار و خَس دويدم من بي پـدر نبـودم


او گفت و من ­شنيدم: اي­­ کاش و من نبودم




چون مي ­زدند سيلي هفت ­آسمان شد نيلي


بر روي نيـزه ديـدم روي پـدر کـبــودم




گر سايبـان گرفتـم غيـر از پـدر نديـدم


در خاک مي­ نشستم خاشاک کِـي زُدودم؟




من پاي و سر برهنه هر سو دويـده خسته


گرگـي نمود صيـدم با رو به خـاک فرودم




بـي چـادرم نبيـنيـد من دخـتـر بتـولـم


از گـرد و خـاک اين راه پوشيه اي فزودم




ناگـه جهان بچرخيـد لرزيـد ماه و خورشيد


بر پـا نشـد قيـامـت سيـلـي زد او وجـودم




اين گوشـوارة من هوش از سرش برون کرد


هم پاره­ گشت گوشـم هم ­هـوش رفته بودم




اين گـوش پـاره­ من بـود آشـنـا پـدر را


مي­ گفـت و اي­ يتيـمم: مُردم، چرا نبـودم!




گـر تو غـلام مـايـي غـمـخـوار کـودکـاني


گردي بشوي زِ رويم اشکت به جـايِ رودم


 


بحر مضارع مثمن اخرب (مفعول فاعلاتن×2) 


 سروده: غلام (دکترسيدمهدي موحد ابطحي)

برچسب: می دویدم همچو آهو,اومي دويدومن مي دويدم, نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:10

صفحه بندی